0

اینترنشنال؛ «ترسانه» ای برای تخریب سلامت روان مخاطب!

به گزارش خبرنگار مهر، محسن نوری، عضو هیئت علمی دپارتمان سلامت در بلایا دانشگاه علوم پزشکی ایران، نوشت: در میان هیاهوی رسانه‌ای جهان امروز، انسان ها هر روز با انبوهی از صداها، تصاویر و روایت‌ها روبه‌رو می‌شوند. انتظار منطقی آن است که صداها، تصاویر و روایت‌ها پنجره‌ای باشند برای فهمیدن جهان؛ ابزاری برای روشن شدن واقعیت، تقویت عقل جمعی و افزایش آگاهی عمومی.

با این حال، در کنار این نقش اصلی، گونه‌ای دیگر از رسانه‌ها قد علم کرده‌اند؛ رسانه هایی که نه برای روشن کردن حقیقت، بلکه برای تحریف و نشانه گرفتن قلب واقعیت عمل می کنند. رسانه‌هایی که نه دغدغه آگاهی دارند، نه بر خود رسالت انتقال خبر درست را پذیرفته‌اند و نه کمترین تعهدی نسبت به سلامت روان جامعه احساس می‌کنند. این‌ها دیگر در معنای واقعی «رسانه» نیستند؛ بلکه باید نامی تازه بر آنها گذاشت: ترسانه‌ها؛ بنگاه‌هایی که بیشتر از آنکه چراغی بر حقیقت بتابانند، سایه‌ای از هراس بر ذهن‌ها می‌پراکنند.

مهم ترین ترسانه های معروف فارسی زبان، «اینترنشنال» و امثال اینها است.

ترسانه‌ اینترنشنال بنگاه خبری‌ است که ماموریتش نه اطلاع‌رسانی متوازن، بلکه تولید اخبار جعلی و گسترش ناامیدی است. تار و پود این رسانه با ترس درآمیخته شده است که حاصلش چیزی جز پوسیدگی اعتماد اجتماعی مخاطبان در آینده نیست.

گردانندگان این ترسانه پیوسته به روایت‌سازی های خلاف واقع و ترسیم تصویری تیره و مبهم از آینده می پردازند. در بسیاری از این روایت‌ها، وضعیت‌ها به طور مداوم بحرانی تصویر می‌شوند و چشم‌اندازهای مثبت و اصلاحات موثر در جامعه کمتر به چشم می‌آید. در نتیجه، مخاطب ممکن است به این برداشت برسد که شرایط به طور کلی رو به وخامت است و امید چندانی برای بهبود وجود ندارد. در چنین روایتگری، امید به سرقت می رود و نا امیدی چنان قاب‌بندی می‌شوند که مخاطب در نهایت به این نتیجه برسد: « پایان شب سیاه سپید نیست بلکه تاریک و ظلمانی است.»

گردانندگان ترسانه‌ی اینترنشنال به خوبی به مهندسی ذهن انسان آگاه هستند. آنها آگاهند که مغزانسان نسبت به اخبار منفی و ناامیدکننده حساس‌تر است و بار احساسی این اخبار سریع‌تر در خاطره و ذهن مخاطب نقش می‌بندد. بنابراین با بهره‌گیری از تکرار نظام‌مند، اغراق‌های حساب‌شده و روایت‌های دست‌کاری‌شده در بین پاره ای واقعیات در جامعه، اخبار منفی را بارها بازپخش می‌کنند و در برابر چشم مخاطب عبور می دهند، خطاهای کوچک را همچون بحران‌های بزرگ جلوه می‌دهند و از هر ابهام خبری، پلی می‌سازند برای تاریک‌تر کردن فضا. آنها روایت‌های نیمه‌کاره و مبهم را چنان ورز می‌دهند و بازسازی می‌کنند که در ذهن مخاطب به حقیقتی قطعی بدل شود.

این شیوه، نه تنها جامعه را در اضطراب و ناامیدی فرو می‌برد، بلکه به تدریج بنیان اعتماد اجتماعی را نیز سُست می‌کند و مخاطب را در چرخه‌ای از سرخوردگی و بی‌اعتمادی قرار می‌دهد.

ترسانه‌ اینترنشنال، هرگز نمی‌خواهد بنویسد که راه امید وجود دارد؛ چرا که خلاف ماموریت رسانه ای اش است و هدف گذاری اش در تولید و نشر ترس و ناامیدی است.

در بسیاری از موارد، این ترسانه‌ها از منابع نامشخص یا حتی جعلی بهره می‌گیرند، عباراتی نظیر «یک منبع آگاه»، «گزارش‌های غیررسمی»، «برخی تحلیلگران» یا «گزارشات مردمی» در ظاهر نقش مرجع و اعتبار ظاهری را بازی می‌کنند. در چنین ترسانه‌هایی، هدف هیچ‌گاه کشف حقیقت نیست؛ هدف ساختن فضایی است که در آن ترس و ناامیدی به احساس غالب مخاطب تبدیل شود.

رسانه‌های واقعی می‌دانند که هر خبر و هر روایت می‌تواند بر روح و روان مردم اثر بگذارد. آنها میان اطلاع‌رسانی و ایجاد نا امیدی تفاوت قائل می‌شوند و تلاش می‌کنند حتی در بیان مشکلات، راه‌های امید و امکان اصلاح را نیز نشان دهند. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های یک رسانه سالم، روایت‌گری شجاعانه است؛ در کنار صداقت در اطلاع‌رسانی، توازن در روایت، شفافیت منابع و مسئولیت‌پذیری نسبت به سلامت روان جامعه.

چنین رسانه‌ای حتی در شرایط دشوار نیز می‌تواند امید اجتماعی را تقویت کند، زیرا امید به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه دیدن امکان تغییر و اصلاح است. اما ترسانه‌ها چنین دغدغه‌ای ندارند. برای آنها جامعه نه مجموعه‌ای از انسان‌های واقعی با زندگی و احساسات، بلکه صرفاً مخاطبانی برای مصرف ترس و نا امیدی محسوب می شوند.

وقتی چنین ترسانه‌ای پیوسته در فضای عمومی فعال باشد، پیامدهای اجتماعی آن آرام اما عمیق رخ می‌نماید. احساس ناامنی افزایش می‌یابد، اعتماد اجتماعی فرسوده می‌شود و بدبینی به‌تدریج بر نگاه عمومی سایه می‌اندازد. امید جمعی کم‌رنگ می‌شود و جامعه، که روزانه با روایت‌های تاریک تغذیه می‌شود، به‌مرور دچار نوعی فرسودگی روانی می‌گردد.

در واقع روایت گری جای رسانه‌های ترسو نیست؛ ترسانه‌هایی که تنها تاریکی‌ها را بزرگ‌نمایی می کنند و از رسالت خود فاصله گرفته اند و از مشکلات واقعی، روایت‌گری افراطی می‌سازند و هر خبر منفی را نشانه‌ای از فروپاشی جلوه می‌دهند؛ رویکردی که در نهایت هراس را جایگزین عقلانیت می‌کند و جایی برای حقیقت و امید باقی نمی‌گذارد.

قرآن کریم نیز درباره ترس‌پراکنی به‌عنوان ابزاری برای تضعیف انسان‌ها هشدار داده است. در آیه ۱۷۵ سوره آل‌عمران آمده است: إِنَّما ذٰلِکُمُ الشَّیطانُ یُخَوِّفُ أَولِیاءَهُ فَلا تَخافوهُم وَخافونِ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ﴿۱۷۵﴾ این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی‌اساس،) می‌ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید!

در برابر چنین هشدار الهی، رسانه‌های سالم و مسئولیت‌پذیر نقشی کاملاً متفاوت دارند. آنها می‌دانند که روایت فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه ساختن افق دید جامعه است. رسانه‌های حرفه‌ای آگاهند که هر خبر و هر روایت می‌تواند بر روح و روان مردم اثر بگذارد. آنها میان اطلاع‌رسانی و ایجاد ناامیدی تفاوت قائل می‌شوند و تلاش می‌کنند حتی در بیان مشکلات، راه‌های امید، امکان اصلاح و مسیرهای پیشِ‌رو را نیز نشان دهند.

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های یک رسانه سالم، روایت‌گری شجاعانه است؛ روایتی که در کنار صداقت در اطلاع‌رسانی، توازن در نقل، شفافیت منابع و احساس مسئولیت نسبت به سلامت روان جامعه قرار دارد. چنین رسانه‌ای با برجسته‌سازی ظرفیت‌ها، فرصت‌ها و تجربه‌های موفق ـ حتی در شرایط دشوار ـ می‌تواند امید اجتماعی را تقویت کند. این رسانه‌ها به جای مصرف ترس، بر توانمندسازی مخاطب تمرکز می‌کنند و نشان می‌دهند که مواجهه عقلانی با مشکلات، مقدمه تغییر و پیشرفت است. نقش آن‌ها تنها «گزارش وضعیت» نیست، بلکه «تقویت توان جمعی جامعه» است؛ نقشی که می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر را برای مردم قابل‌تصور و قابل‌پیگیری سازد.

در این میان، نقش مخاطبان نیز بسیار مهم است. اگر مردم بدون بررسی و تحلیل، هر خبری را بپذیرند، ترسانه‌ها به‌راحتی می‌توانند بر ذهن‌ها مسلط شوند. اما اگر مخاطبان با نگاه نقادانه به رسانه‌ها بنگرند، منابع خبر را بررسی کنند و از گرفتار شدن در چرخه ترس خودداری نمایند، قدرت این رسانه‌ها به‌شدت کاهش خواهد یافت.

در نهایت باید به این نکته توجه داشت که رسانه، اگر به‌ درستی عمل کند، می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای رشد اجتماعی باشد؛ اما اگر از مسیر خود منحرف شود، همان ابزار می‌تواند به منبعی برای اضطراب، ناامیدی و بی‌اعتمادی تبدیل گردد. تفاوت میان «رسانه» و «ترسانه» دقیقاً در همین نقطه است: این‌که روایت در خدمت حقیقت و امید باشد یا در خدمت هراس و تسلیم.

رسانه، چراغی برای روشن دیدن جهان است؛ اما ترسانه، سایه‌ای است که بر ذهن‌ها می‌افتد.

برچسب‌ها:

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *