مدیک‌پاب مدیک‌پابکتابخانه و مرجع پزشکی
خانهچشمبلفاریت چشم (التهاب پلک): علائم، علل و درمان
چشم

بلفاریت چشم (التهاب پلک): علائم، علل و درمان

بازبینی‌شده توسط پزشک ۱۴ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی: آذر ۱۴۰۲

بلفاریت التهاب مزمن لبهٔ پلک است که ریشهٔ مژه‌ها و دهانهٔ غده‌های چربی همان ناحیه را درگیر می‌کند و معمولا هر دو چشم را با هم گرفتار می‌کند. این التهاب به‌ندرت بینایی را تهدید می‌کند، اما سوزش، قرمزی و چسبندگی مژه‌ها هنگام بیدارشدن را آن‌قدر تکرار می‌کند که به یکی از آزاردهنده‌ترین مشکلات مزمن چشم تبدیل می‌شود. شناخت نوع آن اهمیت دارد، چون درمان بلفاریت قدامی و خلفی از یک نقطهٔ مشترک آغاز می‌شود ولی در گام‌های بعدی مسیر متفاوتی پیدا می‌کند.

در یک نگاه
  • بلفاریت التهاب لبهٔ پلک است و بر پایهٔ محل درگیری به نوع قدامی (ریشهٔ مژه) و نوع خلفی (غده‌های چربی پلک) تقسیم می‌شود؛ شکل مختلط از هر دو، شایع‌ترین حالت است.
  • بیماری مزمن و عودکننده است و درمان آن را کنترل می‌کند، ولی در بیشتر موارد به‌طور کامل ریشه‌کن نمی‌کند.
  • ستون اصلی درمان، بهداشت روزانهٔ پلک با کمپرس گرم و تمیزکردن لبهٔ پلک است و دارو نقش کمکی دارد.
  • بلفاریت سبورئیک به شورهٔ سر و پوست چرب صورت گره خورده است و بدون کنترل آن زمینه، پلک هم آرام نمی‌گیرد.
  • درد شدید، افت بینایی یا لکهٔ سفید روی قرنیه نشانهٔ درگیری قرنیه است و ارزیابی فوری چشم‌پزشک را ضروری می‌کند.

بلفاریت چشم چیست؟

لبهٔ پلک نوار باریکی است که هم ریشهٔ مژه‌ها روی آن قرار دارد و هم دهانهٔ ده‌ها غدهٔ چربی به نام غده‌های میبومین در آن باز می‌شود. کار این غده‌ها ساختن لایهٔ روغنی اشک است، لایه‌ای که مانند یک درپوش نازک از تبخیر سریع اشک جلوگیری می‌کند.

وقتی این نوار باریک ملتهب شود، پیامد آن فقط قرمزی ظاهری نیست. کیفیت لایهٔ اشک هم افت می‌کند و چشم زودتر خشک می‌شود؛ به همین دلیل بلفاریت و خشکی چشم اغلب کنار هم دیده می‌شوند و درمان یکی بدون توجه به دیگری ناقص می‌ماند.

بلفاریت نام همین التهاب است. سیر بیماری در بیشتر موارد مزمن و عودکننده است، یعنی دوره‌های آرام و دوره‌های شعله‌ور پشت سر هم می‌آیند و کمتر پیش می‌آید که یک‌بار برای همیشه تمام شود. هر سنی ممکن است درگیر شود، هرچند با بالارفتن سن و در افرادی که پوست چرب یا شورهٔ سر دارند شایع‌تر است.

انواع اصلی این بیماری بر پایهٔ محل التهاب از هم جدا می‌شوند:

  • بلفاریت قدامی: التهاب روی سطح بیرونی لبهٔ پلک و پیرامون ریشهٔ مژه‌ها می‌نشیند و بیشتر از تکثیر بیش از اندازهٔ باکتری‌های ساکن پوست یا از پوسته‌ریزی چرب سرچشمه می‌گیرد.
  • بلفاریت خلفی: التهاب به بخش داخلی لبهٔ پلک و غده‌های میبومین مربوط است و در آن ترشح غده غلیظ می‌شود و راه خروج آن بسته می‌ماند. این شکل با نام اختلال غدد میبومین (MGD) هم شناخته می‌شود.
  • شکل مختلط: بسیاری از افراد مبتلا هم‌زمان نشانه‌های هر دو نوع را دارند و برنامهٔ درمان باید هر دو جبهه را پوشش بدهد.

بلفاریت سبورئیک چیست و چه تفاوتی با انواع دیگر دارد؟

بلفاریت سبورئیک شکلی از نوع قدامی است که ریشه در درماتیت سبورئیک دارد، همان بیماری پوستی که شورهٔ سر، پوسته‌ریزی ابرو و قرمزی کنارهٔ بینی را می‌سازد. در این حالت پوسته‌های چرب و مایل به زرد به‌صورت شل روی مژه‌ها می‌نشینند و برخلاف نوع استافیلوکوکی، زخم و خونریزی ریز لبهٔ پلک کمتر دیده می‌شود.

خارش و سوزش در این نوع پررنگ‌تر از درد است و شدت آن پابه‌پای وضعیت پوست سر بالا و پایین می‌رود. چون منبع پوسته‌ها فقط پلک نیست، کنترل شورهٔ سر و پوست صورت بخشی جدایی‌ناپذیر از درمان به شمار می‌رود.

نکتهٔ دیگر اینکه بلفاریت سبورئیک اغلب با اختلال غدد میبومین همراه می‌شود. همین همراهی باعث می‌شود خشکی چشم شدیدتر باشد و درمانی که فقط پوسته‌ها را هدف بگیرد، نتیجهٔ کاملی ندهد.

علائم بلفاریت چشم چیست؟

نشانه‌ها معمولا در هر دو چشم و به‌صورت نوسانی ظاهر می‌شوند. شدت شکایت همیشه با آنچه در معاینه دیده می‌شود همخوانی ندارد و گاهی پلکی با ظاهر نسبتا آرام، آزار قابل توجهی ایجاد می‌کند.

شایع‌ترین نشانه‌های بلفاریت عبارت‌اند از:

  • سوزش، خارش یا احساس وجود جسم خارجی و شن در چشم که در طول روز بارها تکرار می‌شود.
  • قرمزی و ضخیم‌شدن لبهٔ پلک، همراه با رگ‌های ریز و برجسته‌ای که روی همان لبه دیده می‌شوند.
  • پوسته و ترشح خشکیده در ریشهٔ مژه‌ها که هنگام بیدارشدن از خواب پلک‌ها را به هم می‌چسباند.
  • ریزش پیاپی اشک یا برعکس، احساس خشکی، سنگینی و خستگی زودرس چشم.
  • تاری گذرای دید که با چند بار پلک‌زدن برطرف می‌شود، چون لایهٔ اشک ناپایدار است و بین دو پلک‌زدن به‌سرعت پاره می‌شود.
  • حساسیت به نور و کاهش تحمل لنز تماسی، به‌ویژه در ساعت‌های پایانی روز.
  • تغییر شکل مژه‌ها به صورت ریزش، نازک‌شدن، سفیدشدن یا رشد در جهت نادرست.

الگوی زمانی نشانه‌ها سرنخ خوبی از نوع بیماری به دست می‌دهد. در نوع قدامی، بیشترین آزار به ساعت‌های نخست پس از بیداری مربوط است، چون ترشحات شبانه فرصت خشک‌شدن روی مژه‌ها را پیدا کرده‌اند. در مقابل، در نوع خلفی که لایهٔ چربی اشک ناقص است، شکایت‌ها هرچه از روز می‌گذرد و چشم بیشتر در معرض هوای خشک و نمایشگر قرار می‌گیرد سنگین‌تر می‌شود.

نکته: چسبندگی مژه‌ها که فقط هنگام بیدارشدن رخ می‌دهد و با ترشح چرکی فراوان همراه نیست، بیشتر به بلفاریت اشاره دارد تا به ورم ملتحمه؛ در ورم ملتحمهٔ عفونی ترشح معمولا در تمام طول روز ادامه پیدا می‌کند.

علل بلفاریت چشم چیست؟

این بیماری معمولا یک علت واحد ندارد و از برهم‌کنش چند عامل ساخته می‌شود. باکتری‌های ساکن پوست پلک، به‌ویژه استافیلوکوک، در برخی افراد بیش از حد معمول تکثیر می‌شوند و آنزیم‌هایی ترشح می‌کنند که چربی طبیعی پلک را می‌شکنند. فرآوردهٔ این شکستن، اسیدهای چرب آزاد و موادی محرک است که خودشان به التهاب دامن می‌زنند و چرخه را ادامه‌دار می‌کنند.

در بلفاریت سبورئیک، ریشهٔ ماجرا به پوست برمی‌گردد. غده‌های چربی پوست فعال‌تر از حد معمول کار می‌کنند و پوسته‌ریزی چربی که در سر و ابرو دیده می‌شود، در لبهٔ پلک هم تکرار می‌شود.

در نوع خلفی، مشکل از تغییر جنس ترشح غده‌های میبومین آغاز می‌شود. چربی سالم روان است و به‌راحتی روی سطح اشک پخش می‌شود، ولی در اختلال غدد میبومین این ترشح غلیظ و کدر می‌شود، دهانهٔ غده را می‌بندد و پشت آن می‌ماند. غده‌ای که راه خروجش بسته باشد، هم متورم می‌شود و هم زمینهٔ خوبی برای التهاب و شالازیون فراهم می‌کند.

عامل دیگری که به‌ویژه در سنین بالاتر نقش دارد، کنه‌های میکروسکوپی دمودکس (Demodex) است. این موجودات ذره‌بینی به‌طور طبیعی در فولیکول مژه زندگی می‌کنند، اما وقتی جمعیتشان زیاد شود، پوسته‌های استوانه‌ای مشخصی دور ریشهٔ مژه می‌سازند و التهاب مقاوم به درمان‌های معمول ایجاد می‌کنند.

روزاسه یا همان گل‌سرخی صورت هم پیوند نزدیکی با بلفاریت خلفی دارد. در این بیماری پوستی، رگ‌های ریز صورت و پلک گشاد و ملتهب می‌شوند و کیفیت ترشح غده‌های چربی تغییر می‌کند؛ به همین دلیل قرمزی مزمن گونه‌ها و بینی در بسیاری از موارد با شکایت‌های چشمی همراه است.

عوامل زمینه‌ساز شناخته‌شده هم شمار قابل توجهی دارند:

  • بالارفتن سن، پوست چرب و شورهٔ مزمن سر، زمینهٔ اصلی بروز و عود بیماری را می‌سازند.
  • استفادهٔ طولانی از لنز تماسی و رعایت‌نکردن بهداشت آن، لبهٔ پلک را مستعد التهاب می‌کند.
  • آرایش چشم، به‌ویژه کشیدن خط‌چشم روی لبهٔ داخلی پلک، دهانهٔ غده‌های چربی را مسدود می‌کند و پاک‌نکردن آرایش پیش از خواب این اثر را چند برابر می‌کند.
  • کار طولانی با نمایشگر تعداد پلک‌زدن را کم می‌کند و ترشح غده‌ها کمتر تخلیه می‌شود.
  • هوای خشک، گردوغبار، دود و جریان مستقیم کولر یا بخاری به سمت صورت، تبخیر اشک را تندتر می‌کنند.
  • دیابت، شرایطی که ایمنی بدن را تضعیف می‌کنند و برخی داروها مانند ایزوترتینوئین که کارکرد غده‌های چربی را تغییر می‌دهند، احتمال ابتلا را بالا می‌برند.

بلفاریت چشم چه زمانی خطرناک است و چه زمانی مراجعه به پزشک لازم است؟

در حالت معمول این بیماری خطر جدی برای بینایی ندارد و بیشتر یک مشکل آزاردهنده و طولانی به شمار می‌رود. با این حال التهاب مزمن لبهٔ پلک بی‌عارضه نیست و چند پیامد شناخته‌شده دارد که بعضی از آن‌ها به ارزیابی تخصصی نیاز پیدا می‌کنند.

شایع‌ترین عارضه، گل‌مژه و شالازیون تکرارشونده است. وقتی دهانهٔ غدهٔ چربی بسته بماند، ترشح پشت آن جمع می‌شود و به شکل برجستگی دردناک یا برجستگی سفت و بدون درد در ضخامت پلک درمی‌آید؛ تکرار پیاپی این برجستگی‌ها معمولا یعنی بلفاریت زمینه‌ای کنترل نشده است.

عارضهٔ مهم‌تر به قرنیه مربوط است. در برخی افراد، واکنش ایمنی بدن به مواد باکتریایی لبهٔ پلک باعث ایجاد لکه‌های التهابی در حاشیهٔ قرنیه می‌شود که با درد، قرمزی و ترس از نور همراه است. در موارد نادرتر، مژه‌ای که در جهت نادرست رشد کرده مدام سطح قرنیه را می‌ساید و می‌تواند به زخم و کدورت دائمی منجر شود.

بلفاریت چشم در کودکان

در کودکان، بلفاریت گاهی به شکل قرمزی و اشک‌ریزش مکرر بروز می‌کند و به اشتباه ورم ملتحمهٔ پی‌درپی تصور می‌شود. اهمیت این شکل در آن است که التهاب می‌تواند قرنیه را هم درگیر کند و کدورت باقی‌مانده در سن رشد بینایی، خطر تنبلی چشم را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل قرمزی و پوستهٔ مزمن پلک در کودک، بررسی توسط چشم‌پزشک را ضروری می‌کند.

نکتهٔ هشداردهندهٔ دیگر، ضایعهٔ مزمن یک‌طرفهٔ پلک است. اگر التهاب فقط یک چشم را درگیر کرده باشد، با ریزش موضعی مژه و تغییر شکل لبهٔ پلک همراه باشد و به درمان‌های معمول پاسخ ندهد، بررسی تخصصی برای رد تومورهای پلک لازم است، چون برخی از این تومورها ظاهری شبیه بلفاریت مقاوم دارند.

نشانه‌های نیازمند مراجعهٔ فوری

درد شدید چشم، افت بینایی یا تاری که با پلک‌زدن برطرف نمی‌شود، حساسیت شدید به نور، دیده‌شدن لکهٔ سفید یا کدر روی قرنیه، تورم داغ و دردناک پلک همراه با تب، درد هنگام حرکت چشم یا برجسته‌شدن کرهٔ چشم، همگی از نشانه‌های هشدار به شمار می‌روند و مراجعهٔ فوری به چشم‌پزشک یا اورژانس را ضروری می‌کنند.

بلفاریت چشم چگونه تشخیص داده می‌شود؟

تشخیص در بیشتر موارد بالینی است و به آزمایش خون یا تصویربرداری نیازی ندارد. پزشک ابتدا شرح حال می‌گیرد تا مدت شکایت، الگوی صبحگاهی یا عصرگاهی آن، سابقهٔ شورهٔ سر، روزاسه، مصرف لنز و نوع آرایش چشم روشن شود.

مرحلهٔ اصلی، معاینه با اسلیت‌لامپ است؛ میکروسکوپ ویژه‌ای که لبهٔ پلک را با بزرگ‌نمایی بالا نشان می‌دهد. در این معاینه، وضعیت پوسته‌ها در ریشهٔ مژه، قرمزی و رگ‌های گشادشدهٔ لبهٔ پلک، جای مژه‌های ریخته و شکل دهانهٔ غده‌های چربی بررسی می‌شود.

پزشک معمولا با فشار ملایم روی پلک، ترشح غده‌های میبومین را تخلیه می‌کند تا جنس آن را ببیند. ترشح روشن و روان نشانهٔ کارکرد سالم است، در حالی که ترشح غلیظ و کدر یا نبود کامل ترشح، اختلال غدد میبومین را تایید می‌کند.

پایداری لایهٔ اشک هم اغلب سنجیده می‌شود. با کمک رنگ‌های تشخیصی می‌توان دید که لایهٔ اشک پس از چند ثانیه پاره می‌شود یا نه و آیا سطح قرنیه خراش‌های ریز برداشته است، چون این یافته‌ها شدت خشکی همراه را مشخص می‌کنند.

پوسته‌های استوانه‌ای که مانند یقه دور ریشهٔ مژه می‌نشینند، به دمودکس اشاره دارند و گاهی برای اطمینان، یک مژه کنده و زیر میکروسکوپ بررسی می‌شود. کشت میکروبی فقط در موارد شدید، مقاوم یا نامتقارن انجام می‌شود و نمونه‌برداری از پلک به موارد مشکوک به تومور محدود می‌ماند.

درمان بلفاریت چشم چگونه است؟

پاسخ کوتاه به پرسش رایج «بلفاریت درمان دارد یا نه» این است که درمان مؤثر وجود دارد، ولی هدف آن کنترل پایدار است نه ریشه‌کنی یک‌بارهٔ بیماری. با برنامهٔ منظم، بیشتر افراد مبتلا به وضعیتی می‌رسند که نشانه‌ها ناچیز یا خاموش می‌شوند و شعله‌ورشدن‌ها فاصلهٔ زیادی از هم پیدا می‌کنند.

ستون اصلی درمان، بهداشت روزانهٔ پلک است و سه گام دارد. گام نخست کمپرس گرم است؛ قرار دادن پارچهٔ تمیز و گرم یا پد مخصوص روی پلک بسته به مدت پنج تا ده دقیقه، تا چربی سفت‌شده داخل غده‌ها نرم شود و راه خروج پیدا کند.

گام دوم ماساژ ملایم پلک در جهت لبهٔ آن است تا ترشح نرم‌شده تخلیه شود. گام سوم تمیزکردن لبهٔ پلک و ریشهٔ مژه‌ها با شامپو بچهٔ رقیق‌شده یا پاک‌کننده‌های اختصاصی پلک است، به کمک نوک انگشت یا پد پنبه‌ای و با حرکت آرام در امتداد مژه‌ها.

این برنامه در آغاز معمولا دو بار در روز و پس از فروکش‌کردن التهاب یک بار در روز ادامه می‌یابد. اثر آن چند هفته پس از شروع خود را نشان می‌دهد، بنابراین قضاوت زودهنگام دربارهٔ بی‌فایده‌بودن آن درست نیست.

اشک مصنوعی، ترجیحا بدون مادهٔ نگهدارنده در مصرف مکرر، خشکی و سوزش همراه را کم می‌کند. این قطره‌ها التهاب پلک را درمان نمی‌کنند، ولی سطح چشم را تا زمانی که بهداشت پلک اثر خود را بگذارد آرام نگه می‌دارند.

در نوع قدامی با بار باکتریایی زیاد، پزشک ممکن است پماد یا قطرهٔ آنتی‌بیوتیکی مانند اریترومایسین یا آزیترومایسین را برای مالیدن روی لبهٔ پلک تجویز کند. این درمان معمولا کوتاه‌مدت است و جای بهداشت پلک را نمی‌گیرد.

در نوع خلفی مقاوم و در بلفاریت همراه با روزاسه، داروهای خوراکی از خانوادهٔ تتراسایکلین مانند داکسی‌سایکلین با دوز پایین کاربرد دارند. اثر اصلی آن‌ها ضدالتهابی است و ترکیب چربی غده‌ها را بهبود می‌دهد، اما مصرفشان چند هفته تا چند ماه طول می‌کشد و در بارداری، شیردهی و کودکان کم‌سن مجاز نیست.

کورتون موضعی با دوره‌های کوتاه، فقط در التهاب شدید یا درگیری حاشیهٔ قرنیه و زیر نظر چشم‌پزشک تجویز می‌شود. دلیل این احتیاط روشن است، چون مصرف طولانی کورتون چشمی می‌تواند فشار داخل چشم را بالا ببرد و زمینه‌ساز آب‌مروارید شود.

اگر دمودکس عامل اصلی باشد، پاک‌کننده‌های حاوی مشتقات روغن درخت چای با غلظت مناسب و طبق دستور پزشک به کار می‌روند. مصرف خودسرانهٔ روغن‌های غلیظ روی پلک توصیه نمی‌شود، چون خود می‌تواند سوزش و آسیب سطح چشم ایجاد کند.

در موارد مقاوم، اقدام‌های مطبی مانند تخلیهٔ دستی غده‌ها، برداشتن پوسته‌ها از لبهٔ پلک، دستگاه‌های گرمادهی و فشار کنترل‌شده و نور پالسی شدید (IPL) در بلفاریت مرتبط با روزاسه به کار گرفته می‌شوند. کنترل هم‌زمان شورهٔ سر با شامپوهای ضدشوره هم بخش مهمی از درمان بلفاریت سبورئیک است، چون پوست سر نقش مخزن را برای پلک بازی می‌کند.

نوع بلفاریت نشانهٔ شاخص درمان محوری
قدامی استافیلوکوکی پوستهٔ سفت و خشکیده در ریشهٔ مژه و گاهی زخم ریز لبهٔ پلک بهداشت پلک و پماد آنتی‌بیوتیک موضعی در دوره‌های کوتاه
سبورئیک پوستهٔ چرب و مایل به زرد همراه با شورهٔ سر و ابرو بهداشت پلک همراه با کنترل شورهٔ سر و پوست چرب صورت
خلفی (اختلال غدد میبومین) ترشح غلیظ غده‌ها، خشکی و بدترشدن نشانه‌ها در پایان روز کمپرس گرم و ماساژ منظم، اشک مصنوعی و در موارد مقاوم داکسی‌سایکلین با دوز پایین
دمودکسی پوسته‌های استوانه‌ای دور ریشهٔ مژه و خارش مقاوم پاک‌کننده‌های حاوی مشتق روغن درخت چای زیر نظر پزشک

نکته: بهبود بلفاریت تدریجی است و معمولا چند هفته زمان می‌برد؛ رهاکردن بهداشت پلک به‌محض آرام‌شدن نشانه‌ها، شایع‌ترین دلیل بازگشت بیماری به شمار می‌رود.

پیشگیری از بلفاریت چشم و مراقبت روزانه از پلک‌ها

پیشگیری در عمل همان ادامهٔ مراقبتی است که در درمان آموخته می‌شود، فقط با شدت کمتر. تمیزکردن لبهٔ پلک به‌عنوان بخشی از بهداشت روزانهٔ صورت، ساده‌ترین راه برای دورنگه‌داشتن پوسته و چربی مانده در ریشهٔ مژه‌هاست.

آرایش چشم بخش دیگری از ماجراست. پاک‌کردن کامل آرایش پیش از خواب، پرهیز از کشیدن خط‌چشم روی لبهٔ داخلی پلک، تعویض دوره‌ای ریمل و استفادهٔ اختصاصی از لوازم آرایش بدون به‌اشتراک‌گذاشتن آن‌ها، احتمال انسداد غده‌ها و انتقال آلودگی را کم می‌کند.

در استفاده از لنز تماسی، رعایت زمان مجاز مصرف، شست‌وشوی درست و کنارگذاشتن لنز در دوره‌های شعله‌ورشدن التهاب اهمیت دارد. تحمل لنز در بلفاریت فعال کاهش می‌یابد و ادامهٔ استفاده می‌تواند سطح چشم را بیشتر تحریک کند.

محیط و عادت‌های کاری هم اثر مستقیم دارند. در کار طولانی با نمایشگر، فاصله‌گرفتن دوره‌ای از صفحه و پلک‌زدن کامل به تخلیهٔ غده‌ها کمک می‌کند و پرهیز از قرارگرفتن مستقیم در برابر جریان کولر یا بخاری، سرعت تبخیر اشک را کم می‌کند.

سرانجام، کنترل بیماری‌های زمینه‌ای نقشی تعیین‌کننده دارد. درمان منظم شورهٔ سر، پیگیری روزاسه و کنترل قند خون در افراد دیابتی، احتمال عودهای مکرر را پایین می‌آورد و فاصلهٔ میان دوره‌های آرام را بیشتر می‌کند.

پرسش‌های متداول

آیا بلفاریت درمان قطعی دارد؟

بلفاریت در بیشتر موارد بیماری مزمنی است که با درمان کنترل می‌شود، اما به‌طور کامل و برای همیشه از بین نمی‌رود. با بهداشت منظم پلک و درمان عامل زمینه‌ای مانند شورهٔ سر یا روزاسه، نشانه‌ها می‌توانند تا حد زیادی خاموش بمانند. عود پس از قطع مراقبت روزانه رایج است و به معنای شکست درمان نیست.

آیا بلفاریت مسری است؟

بلفاریت از راه تماس یا استفادهٔ مشترک از وسایل به دیگران منتقل نمی‌شود و در دستهٔ بیماری‌های واگیردار قرار نمی‌گیرد. باکتری‌هایی که در آن نقش دارند، بخشی از ساکنان طبیعی پوست هستند و مشکل از تعادل‌نداشتن آن‌ها و التهاب موضعی ناشی می‌شود. با این حال، استفادهٔ مشترک از لوازم آرایش چشم به هر دلیلی توصیه نمی‌شود.

تفاوت بلفاریت با گل‌مژه و ورم ملتحمه چیست؟

بلفاریت التهابی گسترده در طول لبهٔ پلک است و معمولا هر دو چشم را به‌صورت مزمن درگیر می‌کند. گل‌مژه برجستگی دردناک و موضعی ناشی از انسداد و عفونت یک غدهٔ پلک است که اغلب روی زمینهٔ همین بلفاریت شکل می‌گیرد. ورم ملتحمه هم قرمزی و ترشح پردهٔ سطحی چشم است و برخلاف بلفاریت، ترشح در آن معمولا در تمام طول روز ادامه دارد.

آیا بلفاریت به بینایی آسیب می‌زند؟

در بیشتر موارد بینایی آسیب دائمی نمی‌بیند و تاری‌ای که ایجاد می‌شود گذراست و با پلک‌زدن برطرف می‌شود. آسیب ماندگار زمانی مطرح می‌شود که التهاب به قرنیه برسد یا مژهٔ کج‌رشدکرده سطح آن را بساید و کدورت ایجاد کند. در کودکان، درگیری قرنیه اهمیت بیشتری دارد، چون در سن رشد بینایی می‌تواند به تنبلی چشم منجر شود.

بازبینی تحریریهٔ مدیک‌پاب
این مطلب پیش از انتشار از نظر دقت علمی بازبینی شده است. برای تصمیم‌های درمانی با پزشک مشورت کنید.
هر مقاله پیش از انتشار توسط پزشکان بازبینی می‌شود. منابع علمی معتبر · به‌روزرسانی دوره‌ای · شفافیت تحریریه · بدون تبلیغ درمانی